به مناسبت سالگرد درگذشت رحمتااله بدیعی/

حبیب الله بدیعی؛ گلی از بوستان صبا

يكشنبه 27 مهر 1393، 18:43
سايت خانه موسیقی - سرویس خبر

حبیب الله بدیعی؛ گلی از بوستان صبا

زنده یادحبیب الله بدیعی یکی از شاگردان برجسته و یا گلی از بوستان صبا است که نه تنها به عنوان نوازنده ویولن بلکه درمقام موسیقیدان، صاحب نظر، آهنگساز و رهبر، جزو چهره های فراموش نشدنی در موسیقی ایرانی بوده و تاثیر شگرفی بر این هنر گذاشته است.

به گزارش سایت خانه موسیقی، 27 مهرماه امسال مصادف با بیست و دومین سالگرد درگذشت استاد حبیب الله بدیعی (نوازنده ویولن و آهنگساز) است. به همین مناسبت یادداشتی از بهزاد مقوم(پژوهشگر موسیقی) برای سایت خانه موسیقی ارسال شده که آن را با هم می خوانیم: 

موسیقی ایرانی بسان پدری داغدیده، چهره تکیده و پشت خمیده هرساله بسوگ هنرمندان ارزشمند و تاثیر گذار از تبار خویش می نشیند.    
گزافه گویی نیست اگر بگوییم مرگ هنرمندانی چون "علینقی وزیری"، "ابوالحسن صبا"، "روح الله خالقی"، "حسینعلی ملاح"، "احمد عبادی"، "اصغر بهاری"، "منصور صارمی"، "حبیب الله بدیعی"، "پرویز یاحقی"، "حسن کسایی"، "جلیل شهناز"، "کامران داروغه" و ده ها بلکه صدها تن دیگر بر حزن موسیقی ایرانی افزوده و آنرا غمین تر از گذشته کرده است.

خاصه آنانی که همچون صبا، خالقی، بدیعی، رضا ورزنده، حبیب سماعی، داریوش رفیعی و... به رغم تاثیر گذاری ابدی، پیش از آنکه سالیان عمر را به شش دهه رسانده باشند، چهره در نقاب خاک کشیدند.

جایگاه ویولن در موسیقی

ویولن برای نخستین بار در قرن شانزدهم میلادی توسط هنرمند ایتالیایی بنام "گاسپارو برتولوتی" معروف به "گاسپارو داسالو" ساخته شد و تاریخ ساخت قدیمی ترین ویولنی که از وی وجود دارد 1530 است.

حضور این آلت موسیقی آنهم بجای "ویول" که در آن زمان ساز متداول و رایجی بود، مخالفت های سرسختانه ای در پی داشت اما برغم همه ضدیت ها که در تمام اعصار با هر نوع نو آوری ای صورت می گیرد، ویولن بسرعت جای خود را به عنوان ساز جهانی در ارکستر ها باز کرد.

این جایگاه بگونه ای است که امروزه روز تشکیل یک ارکستر بین المللی بدون حضور ویولن غیر ممکن بوده و در انواع موسیقی های جهان در دوران مختلف اعم از باروک، کلاسیک، رومانتیک و سایر اعصار و نیز ارکسترهای مجلسی قرن بیستم بسیار حائز اهمیت بوده و حتی نسبت به سایر آلات موسیقی حالت ارجحیت دارد.

ورود ویولن در سایر ژانر ها از قبیل جز Jazz، بلوز، راک و فولک و ظهور نوازندگان چیره دست بر اهمیت این ساز صحه گذاشته است.

اهمیت حضور این ساز چه در تکنوازی و چه گروه نوازی تابحدی است که بتهوون می گوید: اگر ویولن نبود چاره ای جز اختراع آن نداشتیم.


ویولن در ایران

کمتر از 150سال قبل ویولن برای نخستین بار توسط مظفرالدین شاه قاجار از فرنگ به ایران آورده و دستور آموزش آن در مدرسه دارالفنون به علاقه مندان داده و "موسیو دووال" فرانسوی برای این منظور به کشور ما دعوت شد.

این ساز ابتدا با عنوان "کمانچه فرنگی" بین اهالی موسیقی معروف شد و با وجود هنرمندانی چون "تقی دانشور"، "اسماعیل خان کمانچه کش"، "رضا محجوبی"، "رکن الدین مختاری"، "ابراهیم آژنگ"، "حسین هنگ آفرین"، "جهانگیر مراد حسام السلطنه" و... حضور جدی و تاثیر گذاری در موسیقی ملی ایران یافت.

ظهور هنرمند تحصیل کرده همچون "علینقی وزیری" و در پی آن تربیت شاگردانی مانند ابوالحسن صبا و روح الله خالقی به ویولن بیش از پیش حالت آکادمیک داد و جایگاه آن را در اجرای هرنوع موسیقی در ایران کاملا تثبیت کرد.

به رغم مخالفت های شدید عده ای با حضور ویولن در موسیقی ایرانی و از سوی دیگر دشواری در نواختن آن، این ساز در طول یک سده اخیر نوازندگان برجسته ای را به خود دیده که بزیبایی توسط دستان هنرمند آنان نوازش شده است.

هر یک از آنان از اعم از "ابراهیم منصوری"، "شهباز برمکی"، "حسین یاحقی"، "حسینقلی طاطایی"، "اسماعیل زرین فر"، "لطف الله مفخم پایان"، "مهدی برکشلی"، "ناصر زرآبادی"، "عبدالله جهان پناه"، "جواد لشکری"، "بزرگ لشکری"، "عباس شاپوری"، "شاپور نیاکان"، "مسعود حسنخانی"، "اسد الله ملک" و...ضمن نوازندگی، با آفرینش آثار بدیع و پرورش شاگردان گوناگون تاثیر شگرفی بر تاریخ این ساز در موسیقی ایرانی گذاشته اند.

اغلب متخصصان و موسیقی شناسان بر این اعتقادند که "مهدی خالدی"، "علی تجویدی"، "همایون خرم"، "پرویز یاحقی" و "حبیب الله بدیعی" در میان نوازندگان فوق از ویژگی خاصی برخوردار بوده و از آنان می توان به عنوان اسطوره های ویولن ایرانی یاد کرد.

آنان همچنین اعتقاد دارند که این پنج هنرمند با آفرینش آثار فاخر و ماندگار بویژه در دهه 40خورشیدی ضمن افزایش مخاطبان موسیقی ایرانی، تحول شگرفی در این ژانر ایجاد کردند که هرگز تکرار نخواهد شد.

اما با نگاهی دقیق تر اگر بخواهیم آنان را تنها به لحاظ تکنوازی ویولن مورد ارزیابی قرار دهیم چه به لحاظ معرفتی و چه حسی به امتیاز و برتری پرویز یاحقی و حبیب الله بدیعی پی خواهیم برد.

شیرینی و لطافت توام با قدرت فراوان در آرشه کشی و ابتکار و نو آوری تقریبا در هر بار نوازندگی، این دو نوازنده را متمایز از همه ویولن نوازان ایران کرده تا جایی که نام آنان با ویولن گره خورده است.

این در حالی است که ویولن به تایید عموم موسیقیدانان جهان دشوار ترین ساز بوده و بلطبع موفقیت در نوازندگی آن استعدادی شگرف و پشت کاری همراه با ریاضت می طلبد.

تراکم تنها روی دسته 27سانتیمتری و نبود پرده بندی (فرت fret) و تکنیک های گوناگون در آرشه کشی از ویولن سازی بس سخت بوجود آورده بطوریکه بیش از 90درصد هنرجویان یا تغییر ساز داده و یا بطور کل آموختن موسیقی را رها می کنند.

در بیان دشواری ویولن همین بس که "یهودی منوهین" نوازنده نامدار قرن بیستم بر این ساز لقب "توسن سرکش" و پرویز یاحقی آن را "وحشی رام نشدنی" نامیده است.

تولد بدیعی
 
آستان سرسبز و زیبای مازندران در نخستین روزهای سال 1312خورشیدی شاهد تولد کودکی بود که بعدها چون خورشیدی بر آسمان موسیقی ایران زمین درخشید و با پنجه های ملکوتی و آرشه سحر آمیزش به حق در زمره اسطوره های ویولن این سرزمین جای گرفت.

چه کسی می پنداشت که حبیب کوچک چه آرزوهای بزرگی درسر می پروراند و چگونه ویولن برادر درهای شهرت، محبوبیت و "کعبه دلها" را به رویش می گشاید؟

استاد حبیب الله بدیعی "شعله سرکش" خلاقیت و "سنگ صبور" هنرمندان و اهالی موسیقی چنان "جاودانه"شد که اگر بگوییم سخن گفتن از آثار و تاثیر او بر جامعه موسیقی نه کاری خرد و کوچک بلکه امری دشوار است، گزاف نگفته ایم.

او در آثار خود با طنازی آرشه عشق را "افسانه عشق"، زندگی ر ا "افسانه زندگی" کرد، باساز خویش در خلوت و تنهایی فریاد"فریاد از این دل" برآورد تا بداینم که با سویدای دل با ما سخن می راند و از دیرباز به یک یک مخاطبان خود گفت که "مهربان شو" و چنان بود آنچه خود نواخت و ما با او زمزمه کردیم "الهی بمونی".اما به رغم "دل مهربان"ش رفت و "داغ جدایی" بر دل دوستارانش نهاد.

زنده یادحبیب الله بدیعی یکی از شاگردان برجسته و یا گلی از بوستان صبا است که نه تنها به عنوان نوازنده ویولن بلکه درمقام موسیقیدان، صاحب نظر، آهنگساز و رهبر، جزو چهره های فراموش نشدنی در موسیقی ایرانی بوده و تاثیر شگرفی بر این هنر گذاشته است.

زندگینامه

حبیب الله بدیعی در چهارم فروردین ماه 1312 در روستای ازانده از توابع شهرستان سواد کوه مازندران در خانواده ای هنر دوست به دنیا آمد و پس از هشت سال به همراه خانواده به تهران عزیمت کرد.

برادر حبیب ویولنی برای خود تهیه کرده و به فراگیری این ساز پرداخت ولی پس از دو سال آن را رها کرد. حبیب درتنهایی دور از چشم پدر و برادرش ویولن را برداشته و قطعاتی را با آن می نواخت.

برادرش ربیع الله که از استعداد و علاقه وی مطلع شد سازش را به او اهدا کرد. وی پس از آن که مدت ها بدون معلم می نواخت در سال 1326 نزد استاد لطف الله مفخم پایان که یکی از شاگردان استاد صبا بود، نواختن ویولن و تئوری موسیقی را فرا گرفت و در بیست و نه سالگی به عنوان سولیست (تکنواز) ویولن در رادیو ارتش به نواختن این ساز می پرداخت.

در سی و یک سالگی به نزد صبا رفت و مدت ها از او کسب فیض کرد و دوره های تکمیلی آواز را نزد آن استاد به پایان رساند و همزمان دوره ویولن کلاسیک را ازجیونگوزیان آموخت.

استاد بدیعی علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و معتقد بود موسیقی ملی هر کشور نشانگر و نماینده فرهنگ، تمدن و اعتلای روح آن ملت است و برای از بین بردن استقلال و همبستگی یک ملت، کافی است ابتدا موسیقی، فرهنگ وادبیات آن را بگیرند.

او همچنین اعتقاد داشت: ادبیات موسیقی ما همچنان که در مقابل ناملایمات تاریخی و حملات وحشیانه قوام مختلف ایستادگی کرد، از این پس نیز به اتکای فرهنگ پربار خود، راه آینده را درمی نوردد و میراث های فرهنگی خویش را حفظ خواهد کرد.

وی در نواختن گوشه های ایرانی، سبک خاص و قدرت فوق العاده ای داشت به طوری که ضمن توانایی در آرشه کشی و انگشت گذاری، صدای سازش از لطافت ویژه ای برخوردار بود و بدون اینکه لطمه ای به اصالت موسیقی سنتی ایرانی بزند، بسیاری از تکنیک های موسیقی کلاسیک در سازش شنیده می شد.

وی همچنین در آهنگسازی شیوه خاص خود را داشت و از تکرار نغماتی که موجب کسالت شنونده بشود پرهیز می کرد.

زنده یاد حبیب الله بدیعی در سال 1333 ارکستر شماره شش رادیو را رهبری می کرد، در سال 1337 به دعوت "داوود پیرنیا" سرپرستی برنامه گلها را برعهده گرفت و در سال 1343 به عضویت شورای موسیقی رادیو در آمد.

اوچندی بعد معاون و پس از آن رییس اداره موسیقی رادیو شد و مدت شش سال رهبری ارکستر باربد را نیز برعهده داشت.


آثار

وی برای کمک به موسسات خیریه کنسرت های متعددی برگزار کرد و بجز تکنوازی های مختلف آثار فراوانی از خود برجای گذاشت که از آن میان می توان به "کعبه دلها"، "دل بیگناه"، "افسانه عشق"،"مهربان شو"،"فریاد ازاین دل"، "ای زندگی"، "غوغای مستی"، "دیگه بسمه"، "درکنار آشنایان"، "رفته بودم"، "به سلامت"، "افسانه هستی"، "افسانه کمتر"، "قصه دل"، "در آتشم"، "مده فریبم"، "اسیر بلا"، "اسیر نگاه"، "داغ جدایی"، "دنیای اشک"، "شعله سرکش"، "به خاطر تو"، "نگاه گویا"، "گلریزان"، "فروغ دیده"، "سنگ صبور"، "دل غافل من" و.... اشاره کرد.

بدیعی در کنار فعالیت موسیقی از تحصیل علم نیز غافل نشد و پس از اخذ لیسانس زمین شناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

مرحوم بدیعی در بیست و هفتم مهرماه 1371 در پنجاه و نه سالگی بر اثر سکته قلبی در بیمارستان توس تهران بدرود حیات گفت و در آرامگاه امامزاده طاهر کرج آرام گرفت.

بدیعی از زبان خودش

روانشاد بدیعی در خاطراتش می نویسد: گرامافن کوکی قدیمی ای در طبقه بالای منزل داشتیم. تعدادی زیادی از صفحه های "قمرالملوک وزیری"، "بدیع زاده"، "تاج اصفهانی" و ویولن استاد صبا از جمله قطعه زنگ شتر وی در میان این صفحات بود.

بیشتر اوقات پنهانی به طبقه فوقانی می رفتم و دور از چشم دیگران به صفحات گوش می دادم و شیدا و مسحور نواهای سحرانگیز آن ها می شدم گرچه دلباختگی به این نوع موسیقی نسبتا سنگین برای کودکی شش ساله هیچ گونه تناسبی نداشت.

ماچهار برادر و دو خواهر هستیم. یکی از برادران من دکتر ربیع الله بدیعی در اوقات فراغت به نواختن ویولن می پرداخت. من هر وقت فرصتی دست می داد و سر برادر بزرگتر را دور می دیدم، با ویولن او قطعاتی را می نواختم.

سال اول متوسطه بودم که عمویم نوای ویولن مرا شنید و از طرز نوازندگیم خوشش آمد و ضمن تشویق من به پدرم گفت حبیب را بفرست نزد استادی تا نواختن این ساز را به طریق صحیح و علمی فراگیرد و با مبانی موسیقی آشنا شود. پدرم نیز پذیرفت و در سال 1326 مرا نزد دکتر لطف الله مفخم پایان که یکی از شاگردان نخبه استاد صبا بود، فرستاد.

سه سال در محضر زنده یاد مفخم پایان مشق ویولن می کردم و کلیه ردیف های استاد صبا را از وی آموختم و پس از آن یک سال هم نزد استادی به نام جینگوزیان که از قفقاز به ایران آمده بود دوره کلاسیک را گذراندم. تا این که روزی یکی از همسایگان ما صدای ویولنم را شنید و مرا به مدیر برنامه رادیو ارتش معرفی کرد.

از سال 1329 در این برنامه ده دقیقه ساز سولو می نواختم و از سال 1330 رسما در ارکستر "ابراهیم منصوری" مشغول کار شدم.

استاد منصوری که رییس موسیقی رادیو بود از من دعوت کرد تا در رادیو تکنوازی کنم. این برنامه هر پانزده روز یک بار به مدت یک ربع ساعت از رادیو پخش می شد.

درسال 1331 درکنارفعالیت هنریم درفیلم ولگرد که درسینماهای تهران اکران میشد،صدای استاد "حسین قوامی" و بانو "شمس" را با ویولن همراهی کردم.

درسال 1332 توسط "حسین ملک" به خدمت استاد صبا رفتم. هفته ای دو بار از مکتب این هنرمند بهره می بردم و قطعات گوناگونی را می نواختم.

در سال 1333 ارکستر کوچکی به خوانندگی بانو شمس تشکیل دادم که به مدت چهار سال ادامه داشت و شب های جمعه از رادیو
پخش می شد.

از سال 1337 در برنامه گلها نوازندگی می کردم و در طول مدت فعالیت هنری با هنرمندان زیادی از قبیل جلیل شهناز، فرهنگ شریف، لطف الله مجد، منصور صارمی، رضا ورزنده، مجید نجاهی، فضل الله توکل، پرویز یاحقی، علی تجویدی، جهانگیر ملک، جواد معروفی، دلکش، مرضیه، پوران، رویا، الهه، محمدرضا شجریان، ایرج، گلپایگانی، حسین قوامی، محمودی خوانساری، نادر گلچین،کورس سرهنگ زاده و... همکاری داشتم.

حدود دویست آهنگ برای خوانندگان مختلف ساختم که از آن میان به "کعبه دلها" بسیار علاقه مندم. این آهنگ در مایه دشتی با صدای خانم الهه در برنامه گلهای 388 اجرا و پخش شد.

مدت ها نیزعضو شورای موسیقی و چندی نیز رییس اداره موسیقی رادیو شدم.

بدیعی از زبان هنرمندان

به اعتقاد کلیه موسیقیدانان کشورمان قدرت آرشه و تسط حبیب الله بدیعی در نواختن ویولن و اجرای مدولاسیون ها (تغییر گام)، تغییر بجا و به موقع پوزیسیون ها و تلفیق تکنیک موسیقی کلاسیک با موسیقی سنتی ایرانی، بیش از حد تصور بوده به طوری که زنده یاد پرویز یاحقی در مورد وی می گوید: قدرت جادویی ای در ویولن و آرشه وی وجود دارد که برای سایر نوازندگان این ساز ناشناخته مانده است.

یاحقی می افزاید: همچنین وجود او در برنامه گلها چه به لحاظ نوازنده چه آهنگساز و چه رهبر، از جمله مواردی است که در جذابیت این برنامه بسیار موثر بوده است.

زنده یاد "فریدون ناصری" می گوید:حبیب الله بدیعی یکی از زبردست ترین بداهه نوازانی است که طی سال های اخیر در موسیقی ایران ظهور کرد.

وی افزاید: بدیعی نه تنها در ردیف دانی، نوازندگی و آهنگسازی سرآمد موسیقیدانان کشور است، بلکه اگر لازم باشد در قدرت و توان تقلید از بالاترین درجه برخوردار است کما این که پس از درگذشت صبا او تنها کسی بود که توانست چهارمضراب زنگ شتر را به بهترین وجه ممکن اجرا کند.

به گفته دکتر عزیزالله بیات، در مصاحبه ای از استاد صبا می پرسند:«قوی ترین شاگردت کیست؟» او در پاسخ می گوید:«مردم باید بهترین را تشخیص دهند.» این پرسش بعدها به صورت خصوصی مجددا از صبا می شود و او در جواب می گوید: «حبیب الله بدیعی از جمله کسانی است که درآینده ویولن کشور تاثیر گذار خواهد بود.»

دکتر بیات خاطر نشان کرد:پس از درگذشت استاد صبا به منظور بزرگداشت آن هنرمند تصمیم گرفته شد که قطعه معروف او به نام "زنگ شتر" را پخش کنند ولی از آنجا که نسخه ای از وی در دست نبود قرار شد قطعه مورد نظربه نام استاد توسط یکی از شاگردانش از رادیو پخش شود که این قطعه به بهترین وجه ممکن توسط حبیب الله بدیعی نواخته شد.

شادروان حسین قوامی می گوید: طرز نوازندگی و چیره دستی حبیب الله بدیعی در اجرای نغمات ایرانی و نحوه آرشه کشی او در خور هر گونه تعریف و تمجید است.

وی همچنین از بدیعی به عنوان یکی از پرکار ترین نوازندگان در برنامۀگلها یاد می کند.

زنده یاد ذبیح الله مقوم نوازنده پیشکسوت ویولن بدیعی را از افتخارات موسیقی ایرانی می داند و می گوید: نام این هنرمند همواره بر تارک هنر ایران زمین می درخشد.

وی با اشاره به اینکه تکنیک های متعددی نوازندگی ویولن کلاسیک وجود دارد که در موسیقی ایرانی کمتر از آن استفاده می شود، افزود: حبیب الله بدیعی از معدود نوازندگانی است که بدون اینکه به موسیقی ملیمان لطمه ای وارد کند و از لطافت و زیبایی آن بکاهد، از تکنیک های موسیقی بین المللی در نواختن ویولن ایرانی بهره می گیرد.

شاپور بهروزی در کتاب "چهرهای موسیقی ایران" می نویسد: قدرت آرشه کشی حبیب الله بدیعی بسیار بالا است و تنها می توان استاد صبا و رحمت الله بدیعی را با آن قیاس کرد. وی ویولنیستی چابک و فرز است و برخی از مواقع آرشۀ او به قدری تند است که نمی توان چپ و راست آن را تشخیص داد.



print