در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران

سه شنبه 19 دي 1391
سايت خانه موسیقی - سرویس خبر

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران

مهم‌ترین بخش کارگان موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است.

به گزارش سایت خانه موسیقی، مطلب پیش رو نوشته آروین صداقت کیش، پژوهشگر و منتقد موسیقی، فشرده‌ای است از مقاله‌ای با همین نام که در سال‌های گذشته چندین ویراست آن منتشر شده است. اخیرا ویراست تازه مقاله با اطلاعات به روز شده تا آبان 1391 تهیه شده و ‌نسخه حاضر با حذف تمامی فهرست‌ها، پی‌نوشت‌ها و شرح‌ها، نمودارهای آماری و همچنین منابع و مراجع و ارجاعات درون متن نوشته شده که به شرح زیر است:

مهم‌ترین بخش کارگان موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار  دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ي اصلی آموزشی پس از دهه‌ي 1340 شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد. با توجه اهمیت‌های آموزشی و پژوهشی کارگان، در این مقاله سعی بر آن است که کلیه ضبط‌ها و نغمه‌نگاری‌های ردیف که منتشر شده‌ یا از آنها اطلاعاتی در دست است (به طور جداگانه)، فهرست شود تا به عنوان یک منبع اطلاعات اولیه مورد استفاده پژوهشگران قرار  گیرد. همچنين در پايان مقاله نيز بخشي به نمودار‌ها و داده‌هاي آمار مربوط به نغمه‌نگاری‌ها و ضبط‌ها اختصاص یافته كه ممكن است در آينده پايه‌ پژوهش‌هاي تحليلي درباره‌ وضعيت نشر كارگان موسيقي كلاسيك ايراني قرار گيرد.

آنچه در این مقاله به عنوان ردیف شناخته می‌شود نگارش یا ضبط تمام يا بخشي از ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است که با هدف حفظ و نگهداری (اعم از آموزشی یا تحلیلی) صورت گرفته باشد، به همین علت نغمه‌نگاری نمونه‌های اجرای بداهه یا اجراهایی از ردیف که اهدافی غیر از این (مانند اجرای موسیقی و ...) داشته‌ در اینجا فهرست نشده‌ است.

بررسی نغمه‌نگاری‌های منتشر شده نشان می‌دهد که می‌توان آن‌ها را در سه بخش کلی دسته‌بندی کرد:
1- آثاری که در آن مولف روایت شخصی خود را از ردیف به نگارش در آورده یا دست‌کم اشاره‌ای به منبع روایت نکرده یا اینکه دانش خود از چندین روایت را منبع قرار داده است.
2- آثاری که با هدف بازنویسی یک روایت خاص از ردیف، یا برای سازی به غیر از آنچه در اصل روایت با آن اجرا شده (يا برای اجرا با آن طراحی شده)، نغمه‌نگاری شده‌ است.
3- آثاری که به نغمه‌نگاری یک روایت مشخص از ردیف پرداخته‌ است.

همانطور که مشخص است این مرزها خيلي دقیق نیست و گاه یک نغمه‌نگاری ممکن است همزمان به بیش از یک گروه تعلق داشته باشد، با این همه این تقسیم‌بندی به قدر کافی برای مقاصد مقاله حاضر شفاف به نظر می‌رسد.

تاریخچه نغمه‌نگاری و ضبط ردیف
قدمت اولین نغمه‌نگاری ردیف به روش غربی به زمان موسیو لومر بازمی‌گردد. اولین تلاشی که به طور مشخص بخش‌هایی از نغمه‌های موسیقی ایرانی را به وسیله نت نویسی غربی مکتوب کرده و به دست ما نیز رسیده، مربوط به همین نظامی فرانسوی است. اگر چه با تعریف این مقاله از نغمه‌نگاری ردیف، به سختی می‌توان آنرا نگارش ردیف به شمار آورد اما در برخی از  نوشته‌ها از این اثر به عنوان اولین نغمه‌نگاری ردیف ياد شده(1279 خورشیدی=1900 میلادی) است. پس از آن نغمه‌نگاری دیگری توسط سالار معزز از روایت حسین خان هنگ آفرین تحت عنوان «دستگاه ماهور» انجام شد، این نغمه‌نگاری که گوشه‌های دستگاه ماهور را در قالب‌های متریک برای ساز ویلن (یا بنا به نوشته ابتدای کتاب «ویلن یا تار»)  مکتوب ساخته‌ است در سال 1290 در برلین به چاپ رسید، بدین ترتیب این نمونه را باید اولین نغمه‌نگاری ردیف مطابق با تعریف مقاله حاضر دانست. دو مورد بعدی كه زمان نگارش‌شان تقریبا نزدیک است عبارت است از: نغمه‌نگاری مهدیقلی هدایت (مخبر السلطنه) از اجرای مهدی صلحی (مشهور به منتظم الحکما) و نگارش علینقی وزیری از ردیف آقا حسینقلی که متاسفانه جز چند دست‌خط کوتاه چیزی از آن باقی نمانده است. اين دو مورد را مي‌توان اولين تلاش‌ها براي نغمه‌نگاری روايت مشخصي از رديف به حساب آورد. بر این اساس از نوشته‌های لومر که صرف نظر شود، ابتدا نغمه‌نگاری سالار معزز صورت گرفته و سپس وزیری و بعد هم هدایت. پس از آن تا مدتی از نغمه‌نگاری جدیدی از ردیف اطلاعی در دست نیست، تا زمانی که صبا در سال 1328 اولین جلد دوره‌های آموزش سنتور خود را منتشر کرد. سپس در سال 1342 موسی معروفی «ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی» را منتشر کرد که اولین نغمه‌نگاری کامل ردیف است. در حدود 3 دهه‌ بعد از این تاریخ تعداد نغمه‌نگاری‌ها و ضبط‌های ردیف رو به افزایش گذاشت. تا پیش از این دوره، ثبت ردیف تنها به منظور نگهداری از گزند زمان و تحلیل علمی صورت مي‌گرفت (دوره‌های صبا استثنا است)، اما با افزایش هنرجویان و رویکرد هنرآموزان به آموزش ردیف به عنوان بخش اصلی دوره آموزش موسیقی ایرانی، توجیه اقتصادی نیز به سایر ملاحظات افزوده شد و چاپ نگارش‌های مختلف ردیف را برای ناشران جالب توجه کرد.

ضبط (صوتي) ردیف فقط براي حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسيار ديرتر به عنوان وسيله‌اي براي انتقال دقيق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نغمه‌نگاری برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار  نبودن‌شان و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد. اولين مجموعه‌اي كه مي‌توان آن را يك ضبط از رديف دانست، شامل حدود 34 صفحه  از اجراي بهترين نوازندگان دربار پس از سال 1285 (خورشیدی) است. در اين ضبط با توجه به مدت زمان هر يك از صفحه‌ها، هر دستگاه بر روي چند صفحه ضبط شده، و (اگر آن را يك ضبط كامل از رديف بدانيم) از اين لحاظ كه تنها نمونه‌ي موجود است كه چند استاد آن را اجرا كرده‌اند، منحصر به‌فرد است. از اين نمونه كه بگذريم ديگر نمونه‌ها در سال‌ها‌ي بعد در وزارت فرهنگ و هنر وقت، در راديو و تلويزيون ملي (و بعد‌ها مركز حفظ و اشاعه‌ي موسيقي ايران كه به همين سازمان وابسته بود) يا توسط افراد علاقه‌مند ضبط شده‌ است. از آنجا كه ميان زمان صدابرداري و انتشار بيشتر اين آثار فاصله‌ي زماني زيادي موجود است، تاريخ ضبط اغلب  آنها به شکلی مطمئن قابل دسترسي نيست، از طرفي شناسنامه‌ي آثار صوتي در ايران معمولا اطلاعات مربوط به تاريخ ضبط و گاه انتشار را در بر نمی‌گیرد، به همين دليل تقدم و تاخر ضبط اين آثار را نيز به سختي مي‌توان مشخص كرد. از همین رو ترسیم دقیق تاریخچه ضبط‌های منتشر شده ردیف دشوارتر از نغمه‌نگاری‌های صورت می‌پذیرد.

فشرده اطلاعات آماری
در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، 47 نغمه‌نگاری و 46 ضبط ردیف فهرست شده است. بررسی آماری نمونه‌های فهرست شده چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف نسبت به سال‌های نیمه اول سده حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست. نکته دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند و می‌توان این گونه نتیجه¬گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف¬های آوازی چه به صورت نغمه¬نگاری شده (6 در برابر 41) و چه ضبط (10 در برابر 35) به نحو چشمگیری کمتر از ردیف¬های سازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی-های بیشتر نوازندگان برای نغمه¬نگاری نسبت داد -که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است- همچنین می‌توان آن را با علاقه‌مندی استادان آواز برای تدریس شفاهی نیز مرتبط دانست.
به همین ترتیب رویکرد بیشتر به ردیف میرزا عبدالله نسبت به ردیف برادرش و دیگر ردیف‌ها کاملا مشهود و تعداد نغمه‌نگاری و ضبط‌های آن بیش از  2 برابر هر ردیف دیگر در این فهرست است. نتایج بررسی آماری نشان می‌دهد در دو دهه گذشته توجه به نغمه‌نگاری نوع سوم دو برابر هر یک از گونه‌های دیگر بوده. به بیان دیگر افراد کمتری روایت شخصی خود (بنا بر قول مشهور «ردیف خود») را ارائه کرده‌اند. این نکته‌ای است که می‌تواند در سیر تحول ردیف به عنوان یک موضوع آموزشی و غیر آموزشی به دقت مورد کاوش قرار گیرد. همان¬طور که از بررسی عناوین نغمه¬نگاری و ضبط¬ها می¬توان دریافت، بخش اعظم ردیف¬های مورد بررسی از چند ردیف مرجع سرچشمه گرفته¬اند. از این گذشته ردیف¬هایی هم که به طور مستقیم مرجعی ندارند (روایت شخصی هستند) ممکن است تحت تاثیر یکی از مرجع¬های اصلی قرار گرفته باشند. هر چند که امروزه مطالعات و معیارهای دقیقی وجود ندارد که بتوان به کمک آنها رابطه¬ی یک روایت شخصی را با یک ردیف مرجع روشن کرد اما تا حدودی با کمک تبارشناسی آموزشی و اطلاعاتی که خود نگارنده¬ها در اختیار می¬گذارند می¬توان این مهم را تا حدودی آشکار کرد، اما برای اظهار نظرهای دقیق‌تر در مورد ارتباطات محتوایی ردیف‌ها باید تا انجام مطالعات دقیق تحلیلی صبر کرد.

بررسی روند انتشار نغمه‌نگاری‌ها کند شدن نمونه‌های متعدد ردیف میرزار عبدالله و افزایش توجه به گروه «آقاحسینقلی/علی‌اکبرخان شهنازی» را در سال‌های اخیر آشکار می‌سازد که شاید بتوان آن را نمایشی از اشباع ظرفیت‌های یک گروه و روی آوردن به سویی که بکرتر مانده دانست. رفتار تقریبا مشابه انتشار ضبط‌ها به ویژه در مورد رویکرد به ردیف میرزاعبدالله، جالب توجه و احتمالا موید حدسی است که زده شد. با توجه به منتشر شدن نغمه‌نگاری یا اجرای برخی ردیف‌های بسیار مهجورتر می‌توان گرایش به یافتن نمونه‌های بکر را در هر سه ضلع مثلثِ مولفان/راویان/نغمه‌نگاران-ناشران-مصرف‌کنندگان به روشنی ملاحظه کرد.

علاقه‌مندان جهت مطالعه نسخه کامل این مقاله، فایل "پی دی اف" ضمیمه را دانلود نمایند.


- دریافت فایل

print